برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
مهمان ها نیامدند

...
اصلا حوصلشان را نداشتم...ولی بازم یه احساسی دارم... شاید به خاطر این است که فردا صبح باید پنج صبح پاشم برم دانشگاه ...یا به خاطر امتحان رانندگی مزخرف روز چهار شنبه است... به هر حال امدیوارم مانند هفته های قبل همه چی به خوبی پیش رود
خدایا شکر...:D
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
این دانشگاه هم رو هواست...
انگار نه انگار که یک ماه گذشته است....هنوز دارند برنامه عوض میکنند....من هم خیر سرم گفتم نماینده شوم تجربه ام بالاتر رود، اصلا ارزشش رو نداشت
گیجم....گيج از این برنامه رو هوا...
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
این گوش هم گاهی اوقات میرود رو اعصاب آدم....
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
همه شیمیایی شده ایم، تو این هوای آلوده، هوایی که باید در آن به دانشگاه و سرکار و هزار جای دیگر برویم، احساس خفگی میکنن، کاش زودتر برسم خونه و کمی تنفس بکشم و یک چای بخورم...انگار که راه قد کشیده و نمی رسیم به مقصد لعنتي
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
سرما خوردگی هم شده است دردسر، مدام عطسه....عطسه و بازهم عطسه....نمیتوان نفس کشید،آن هم در کتابخانه، اصلا میکروب شناسی خر است، با آن اسم های فضایی
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
امروز صبح هوا وقف مراد بود، آفتاب نمیزد تو چشت، ولی هبه یه چیز اعصاب خورد کن پیدا میشه، تو اتوبوس همچین نفسپميکشن که هوای بازدمشون ميبرتت، فک میکنن اتوبوس هواش تميزه...
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
سرمم درد میکنه... احساس میکنم توش چر هواس.. شاید بخاطر سرما خوردگیه...
کلا یه جوریم... احساس میکنم هرچی سرب و سم تو دنیا هست تو بدن منه...
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
چند روز بود حتی حوصله اومدن اینجا رو هم نداشتم که حرفامو بزنم...
این دانشگاه هم هیچیش رو برنامه نیست... امروز دوباره استاد میکروب شناسی زنگ زد گفت ساعت کلاس این هفته استثنا عوض شده میوفته صبح... کلاس بیوشیمی صبح هم میوفته 2 ساعت عقب تر... امروزم که یه کلاس 4 ساعته اصول و مهارت پرستاری برگزار نشد، استادش نیومد... کی میخوان درس بدن نمیدونم
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
برچسب:
نویسنده: پارسا حسینیان
سلام...
هر شب اینجا من حرفامو میزنم تا شاید یکم بتونم آرام تر باشم
دیشب فیلم سر به مهر رو دیدم و خوشم اومد. گفتم شاید بد نباشه منم همچین کاری رو بکنم
امشب منتظر اولین مطلبم باشید.. اگه خوشتون اومد به دوستاتون هم بگید بیان اینجا
برچسب: سلام,سلام دانلود,سلام عليكم,سلامتك,سلامتی,سلامات,سلام بمبئی,سلام دانك,سلام صبح بخیر,سلامت,
نویسنده: پارسا حسینیان
این اولین پسته...
خستم... از صبح بیرون بودیم... یه گردش خانوادگی... اول دوس داشتم برم ولی بعدش پشیمون شدم
شاید بخاطر اینه که فکرم مشغوله...
دعا کنید درست شه
برچسب: مطلب اول مهر,مطلب اول وبلاگ,مطلب برای اول مهر,مطلب درباره اول مهر,مطلب در مورد اول مهر,مطلب درموردشب اول ازدواج,مطلب درموردانجمن اولیاومربیان,مطلب عشق اول,مطلب زیبا برای اول مهر,مطلب برای روز اول مدرسه,
نویسنده: پارسا حسینیان
شاید امشب مهمون داشته باشیم... شاید که تقریبا باید بگم حتما داریم. ازشون بدم میاد
... کاش نیان. یعنی میشه...
حداقل الان وضعیت جوری که دوس دارمه.... هوای ابری و چراغای خونه خاموش.. کسی نیست بگه خونه تاریکه
... وای شبو بگو.. باید تحملشون کنم...
برچسب: ای خدای پر عطای ذوالمنن,ای خدا,ای خدا دلگیرم ازت,ای خدا دلم گرفته,ای خدای مهربون دلم گرفته,ای خدا هایده,ای خدا عارف,ای خدایی که خالق خرسی,ای خدا دلم تنگ اومده,ای خدا کمکم کن,
نویسنده: پارسا حسینیان